تبليغاتX
all of all
کسی یه تعمیرکار پنجره سراغ نداره ؟

اخه این پنجره ی من یکمی خراب شده  وتا اطلاع ثانوی نمیتونم ازش فریاد بکشم بر سر هرکه .....

بابا بازم شدم مثل قبل  که........... همه شدم از همه ی همه هایت ....... میدانی خسته شدم دوباره

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


بیاین یکی دو نفر بشیم بریم سرشو بگیریم بیاریم بزاریم این گوشه ی اتاق ...

بیاین...

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


بیا حتی اگه قراره بمیریم یه جور جالبی بمیریم که هم خنده دار باشه هم فکر دار .

میدونی مثلا بیا یه تشت اسید بزاریم زیر تیر برق یه طناب هم بندازیم گردنمون بعد یه لیوان گچ هم ور داریم بریم بالای تیر٬ طناب رو وصل کنیم به تیر ٬ لیوان گچ رو بخوریم ٬ رگمونم بزنیم ٬ بعد بپریم پایین ٬سر راه هم بیفتیم رو سیما بعد از این که چند ثانیه از طناب آویزون شدیم ٬طناب پاره شه بیفتیم تو تشت اسید .

این جوری هم همه میفهمن که ما چه بد شانس بودیم و هم میفهمن که ما خودمون خواستیم ببازیم.

این جوری هم خنده داره هم فکر دار .......خوبه همین...نه؟

نه اگه باشیم و بجنگیم بهتره .

چون هم خندهدار تره هم فکردار تر  .

آره

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


یه سری آدم ریختن تو خونمون .

داد و بیداد میکنن  ...   هی مزخرف میگن هی مزخرف میشنون ٬ هی ام تازه میخندن قش قش .

هی به بابام میگم زنگ بزن کلانتری بیان ببرنشون ٬ بابام لبشو گاز میگیره میگه نه اینا فامیلامونن .

نمیدونم اگه فامیلامونن چرا این قدر داد وفریاد میکنن

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


بیا از امروز دیگر نیندیشیم به این که چقدر گمراهند مردمان

بیا با هم اینقدر بحث نکنیم درباره ی فلان جمله ی احمقانه ی فلانی که در کدام حال بوده که فلان حرف را زده و به این نخندیم که طبق کدام منطق فلان ... فلان میشود و فلان ....فلان  .

بیا دیگر رد نشویم از فلان کوچه که یادمان آید ٬ چه بودیم و چه شدیم .

بیا دیگر لیچار نبافیم به آن که روزگارمان را سیاه کرد .

بیا دیگر فرار نکنیم از مردان اسب سوار قصه .

بیا دیگر پیاده نرویم جمشیدیه تا به هم بگوییم که چقدر عاشقیم .

بیا دیگر فکر نکنیم به این که میشود خلاف رود شنا کرد .

بیا دیگر هیچ نکنیم .

بیا برینیم به هرچه که تابه حال کرده ایم.

بیا مثل احمق ها شویم .

بیا یک بار هم که شده بنشینیم و نگاه کنیم که آنها چه میکنند .

بیا دیگر ......دیگر بیا ....دیگر بیا دیگر .... بیا دیگر ..... بیا .

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


چرا دیشب اخبار اعلام نکرد که زمین چند ساعتی نچرخید ؟
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


امشب همه ی این اطراف را بو کشیدم ٬ هنوز هیچ ادم زنده ای این اطراف نیست . 
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


یه روزی....یه جایی....یه جوری .... یه کسی ..... یه چیزی ..... محکم میخوره تو سرت ....
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


پسر جان ادا در نیار .... فکر میکنی کارت جالبه ؟

به جای این که این ادا اصول ها رو در بیاری ٬ به جای این که efes سرد هورت بکشی و عقابی دود کنی ومثل فیلم های رابرت دنیرو صحبت کنی ..... برو به علایقت برس  ... یهو فردا میفتی میمیری میگن فلانی ناکام رفت اون ور

بیا برو دوتا هات شکلات بگیر بشین تو پارک با دوست دخدرت بخور و با هم در مورد نازنین که چرا هدییه ی ولنتاین ۱۰۰ ۰۰۰ تومنی برای دوسد پسرش نخریده ٬ صحبت کنید و بعد هم دوتایی به مزخرفاتی که بینتون رد و بدل شده حسابی بخندید  و بشینید و برقصید و بخوابید و بریزید  و بلولید و  بفاکید و بشاشید و برینید  و همچنان خرسند از کرده ی خود بخندید وبشکنید و بالا بندازید و بروید خانه قرمه سبزی بخورید و تلفن را بجوید و تا صبح بجقید و ........

                                                                                                           پسر جان ادا در نیار

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


نظر خواهی :

دوست دارید        دوست داشته باشید        یا دوست داشته بشید ؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


رفتیم شمال

همه چی عالی بود ...استثنایی...

انگار خواب میدیدم ....اخه :

شباش تاریک بود....روزاش انقدر روشن بود که میشد دریا رو از ۲۰ متری واضح دید ..

رفتیم شمال عالی بود ...

اون جا پر از فاحشه بود... فاحشه های عالی  با طعم پرتقالی ...هلو ... انار ... سیرابی  .

توی جاده هاش پر از ماشین بود ... تو دریاش پر اب بود ..تو ابش پر ماهی بود ... تو ماهی هاش پر پول بود....

 راستی تو هم بودی  ای بابا  میبینی   اولش باید میگفتم   ها  اخه همه ی این عالی بود و استثنایی بود به خاطر این بود

که تو با من بودی  وگر نه بقیه اش ــ ــ ــ ــ هم نیست . 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


از همه چی بدتر یه بیماری مادرزادی ......چون

وقتی خوابی باهاته ......وقتی بیداری باهاته.......وقتی عاشقی باهاته ........وقتی فارقی باهاته ........

وقتی سر کلاس باتمام وجود داره حالت از مزخرفات استاد به هم می خوره هم باحاته ........

خلاصه اخر باوفاییه

من یه دونشو دارم ......اصلا هم دوستش ندارم ......

اونو نمیدونم......

میدونی من اسهال دارم

.....مادرزادی.....مادرزادی.....مادرزادی.....مادرزادی

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


می خوای واست  همین وست   ...........................   بزنم   .....   .
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


این روز ها وقتی .............
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


من پر ازحس سقوطم ....عشق من تو در چه حالی ؟

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


 میدونی من اصلا خوشحال نیستم از این که ناراحتم ... اتفاقا خیلی هم ناراحتم از این که ناراحتم . البته مهم هم نیست که چه ام از این که چه ام ... مهم اینه که خودم  هم میدونم چه ام هم میدونم چه ام .

شاید درکش یه کمی سخت باشه

(انتظار راهنمایی نداشته باش اگه میشد ساده تر بگمش که الکی سختش نمی کردم .)

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


دیدی... ؟!
انقدر هر روز صبح بیدار شدم و قبل از رفتن به دشویی حتی، اسمتو نوشتم رو سر رسیدم، با خودکار قرمز حتی، که بالاخره یادم نرفتی، که عاشقتم شدم حتی!
میبینی... ؟
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


ساده نباش... ساده نباش

وقتی همه رنگ میبازن

یاد بگیر از اون آدما

 که مارش جنگو میسازن

باید که تو یاد بگیری

مثل همه آدما شی

خوب بتونی دروغ بگی

عشقو تو نطفه بکشی

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |