وسطش خوابمون برد .
میکشمت همراه فیلم بینی شب های من .
اره خودتو میگم که روح کثیفت جدیدآ لطیف شده .
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
اری به یمن لطف شما خاک زر شود
ولی همیشه به خودم میگم :
ولی حیف که نداریم .
کلا اینو دوست دارم
ببین
ولی حیف که نداریم .
ولی حیف که نداریم .
ولی حیف که نداریم .
ولی حیف که نداریم .
ادمایی که توی سیاست های دیگران نیستن از همه باهوش ترن .
ادمایی که همیشه خواب رو ترجیه میدن ادمای فهمیده ای ان . (ان برای جور شدن قافیه است)
ادمایی که چشماشون ریزه و روشن و خشن ادمای جالبی هست ان .
ادمای روشن فکر کلا قابل تشخیص ان .
و دیگه این که .....
ادمایی که سالمن اصولآ وبلاگ من را نمیخوانند .
همه چیز یکم ساده تر از اون چیزیست که اصولآ هست .
همه چیز یکم بیشتر از اونی که نشون میده به سكس ختم ميشه .
همه چيز بيشتر به پول ختم ميشه كلآ .
همهچيز بيشتر ادما رو ياد بوي چيز ميندازه ميدوني ؟ چيز
منظورم خوب اصولآ روشن نیست .....
میدونی نبایدم باشه ....
آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره بابخت گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه
این بود که میشد بوش کرد . ( رییس جمهور استکبار را نمیگما)
سرعت ادما تو متروی توپ خونه .
این که بعد از ۵ دقیقه فکر میکنی ادماش تکراری ان .
این که یه نفر مدام با یه پلاستیک سیاه میاد از لای جمعیت رد میشه .
سرسام اور بودن سرعت عقب افتادگی ذهنی دلچسب من .
اینا هیچ کدومش جالب ترینچیزای روزگار نیست .
اون دختره که نشسته اون ور مترو با یه حالت ..... واییییییییی .... پاشو انداخته رو پاش .
اینه ....
این جالب ترین چیزیه که هست .