تفاوت در چیست ؟
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه ــــــــــــــــــــــــــــــ بخورد روزه ی خود را به گمانش که شب است
.
روزه دارم کنم افطار از ان لعل لبت ـــــــــــــــــــــــــــــــ اری افطار رطب در رمضان مستهب است
همیشه به فردا می نگریستم ، بی انکه بدانم او نیز در مشاهده ی من است .
هیچ چیزی نداشتم که بنویسم این جا ولی ....
اگه بشه اسم اینو گذاشت چیز پس الان نوشتم ....
یعنی اکثرآ میشود .
بعضی وقت ها .
وشاید اصلآ هیچ وقت .
میشود ، ولی تا انتها نمیشود این روند را هدایت کرد .
(رجوع شود به شب های روشن) .
یعنی مرد .
ولی نمیدونم چرا کلآ هیچ چیز تخممم نیست .
چرا واقعآ
مثل همه چیز های دیگه .
تنهایی هم چیزیست نسبی .
مثل تنهایی من .
مثل زیبایی یه پارک .
اصولآ به هیچ چیز پایبند نیستم و هیچ گاه نخواهم بود ..... ارامش ارمغان رهاییست .
اما پایبندی، بند نیست . . . عشق تنها پایبندیه مورد علاقه ام است .
تضاد های فکری را دیریست که حل کرده ام .... لیکن دردیست جاویدان .
فریاد هایم دیریست خاموشند اما هنوز هم فریاد را دوست دارم .
روزگاری با خنده ، روزگاری با افتخار ، روزگاری با خشم ، روزگاری با رخوت ، روزگاری نیز با گریه .
همواره با این مشکلات جنگیده ام ، اما شیطان کوچکی نیست .
فکر میکنم برای عصری که مردمش لای در اتبوس گیر میکنند ، به اندازه ی کافی بزرگ شده ام .
اری بزرگ شده ام اما ترسو . اما زیادی رها ، شاید گاهی بند نیز لازم است .
همیشه در عشق ورزی ضعف داشته ام ، لیکن چه چاره بابخت گمراه .
اما رازش را میدانم .
و این اصلآ جالب نیست .
خوابم نمیاد . میرم پای کامپیوتر اهنگ گوش کنم .
ـــــــــ ابی ....
با این که داس دلهره . ... گردن این دقیقه ها رو میشمره ... با این که اینه از شب و گریه پره .
نه ..... نچ ...
ـــــــ سیاوش .....
من و مزرعه یه عمره چشم به راه یه بهاریم .... زیر شلاق زمستون ضربه ها رو میشماریم .
نه .... نچ ....
ــــــ گوگوش ....
این که گذشتن از کنار قصه ها نیست ..... این که یه تصویر از سقوط ادما نیست .
نه ..... نچ ....
ــــ فرهاد .....
آینه میگه تو همونی که یه روز .... میخواستی خورشید رو با دست بگیری .
نه ....... نچ ...
ــــــ فروغی ....
بهشت همین دنیای ماست عشق و صفا ..... اما کجاست .
نه .... نچ ....
ـــــ نامجو ....
بیا و کشتی ما بر شط شراب انداز ..... خروش و ولوله در کار شیخ و شاه انداز ....
نه .... نچ ......
موزیک که .... نچ ....... خواب که .... نچ ..... اومدم مطلب بنویسم شاید حال بده ...
ولی .......... نچ .......
به بیوه شدن زنش فکر میکنن ؟
هان ؟ چرا ؟
(منظورم دقیقآ همینه که داری بهش فکر میکنی) (اسمش میشود تنها پایه ی جهان هستی)
زندونی که در ندارد هم ، زندان نیست .
دلی که دلدار ندارد هم ، دل نیست .
یا سقفی که دیوار ندارد هم ، سقف نیست .
یا جیبی که پول ندارد هم ، جیب نیست .
یا سری که سودا ندارد هم ، سر نیست .
مث من .
پ . ن . ۱ : در ماه مبارک رمضان این جا از افطاری مفطاری خبری نیست .
پ . ن . ۲ : ادم کلآ یاد حلیم می افته . آش . زولبیا . عجله . خرما . صف طویل نونوایی . ربنا
پ . ن . ۳ : دنیا زیباست مث قهوه خونه ی بعد افطار .(جمعیت نسوان این یکی را معزوریم)
......
.....
.....
.....
.....
.....
.....
.....
.....
.....
....
.....
.....
....
.....
.....
.....
.....
.....
چیست؟
fuck .... بازهم هیچ چیز ان طور که مامیخواهیمش نماند . ....
تجربه های تلخ همیشه قبل از این که داشته باشی شون ، جزاب به نظر میرسن .

تا این جایش درست .
فقط نمیدانم چرا من همیشه در شمار چیز ها یی هستم که ادم ها به گا میدهند ؟
نمیدانم
از کجا امده اند ؟
به کجا میروند ؟
به چه می اندیشند؟
چرا لباس سیاه بر تن دارند ؟
وچرا خدایشان این قدر خشمگین است ؟
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم ــــــــــــــــــلیکـــــــــــــــــ چون دوست دشمن است شکایت کجابریم
ای جهل تو بخور این راه را کلآ که مانخواستیم یاوری .
زمان بود کوتاه و سفر بود جان کاه .... لیک یگانه بود کم نداشت هیچ گاه .
اینک اشارت دربان منتظر ....
و برای این موفقیت قابل پرستیدن ...
ولی فقط به همین خاطر
اگه میشد یه لیتر استفراغ رو بزارم این جا جای پست حتمآ اين كارو ميكردم .
شك نكن
ترديد به دلت راه نده
من هنوز اين جام!!!
یه ادم از یه ادم کوچولو بهتر نیست .
یه خواب دم ظهر از یه هوای سرد بهتر نیست .
یه خورشید گرم از یه خورشید سرد بهتر نیست .
هیچ چیز با هیچ چیز دیگری قابل قیاس نیست .
هیچ چیز از هیچ چیز بهتر نیست .
هیچ نسبتی از هیچ نسبتی بهتر نیست .
بازگشت همه به سوی او نیست .
خدای تو از خدای من خدا تر نیست .
میدانی !!!!!!!!!!!!!
هیچ چیز انطور که ما میخواهیمش نیست .
نکنید این کارو با خودتون
ولی خوب من اصولآ منظورم همون چیزی نیست که میگم .
ای کاش واقعآ منظورم رو یکی میفهمید . ولی حیف که دقیقآ فقط یکی میفهمه .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من هنوز نفس بچه پیروزی بودنم رو حفظ کردم به خاطر همین نیمه شعبان معرفت میکوبم میرم سر کار.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هیچ چیز انطور که ما میخواهیمش نمیماند .
تو که در باران ها دست مرا میگیری ، من که در فصل کثالت به تو روی اوردم و به ایمان تو ایمان دارم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چه کسی از من و تو مرگ پرستو ها را میبیند ، میرود دست کمان داران را میبوسد .
چه کسی بود که تیری به کمان داران داد و به مهمانی ننگینی رفت .
چه کسی بود که در حنجره ات شعری دید و به اتش بخشید .
چه کسی باغچه ی کوچک ما را لو داد تا شب یاعسگی نفس سبز علف را بکشند .(غلط املایی را میدانم)
من اگر او باشم........
تو اگر او باشی........
محمد جلوی من وایساده بود تو یه کویر (همین محمد "ص" رو میگم)
بعد من سرش داد زدم گفتم .
انشب که احمد در گذشت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از پنج و چار و هفت و هشت
برهشتمینش من بدم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من عاشق دیرینه ام .
دیگه برید ببینید من کی ام .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هستی از ما الت خورده است و ـــــــــ پندارد همی ما زهستی خوده ایم
ولی خیلی خفمه
من : چه سوال احمقانه ای !!!!!!!