تبليغاتX
all of all
سلام .

باید به عرض برسانیم که ما هرگز انسان موفقی نبوده ایم .

و این تنها به خاطر فراموش کاریمان بوده است .

سالها پیش که شما هیچ نمیدانستید ... ما براین شدیم تا شما را بیاموزیم انچه خود میدانستیم .

و جالب آنجاست که آموختیم .....

سالها بعد که بر ازمون گرفتن شدیم فهمیدیم که یک نکته ی کوچک را فراموش کرده ایم به شما بیاموزیم .

و آن این که : چیز هایی که به شما می آموزیم را به خاطر بسپارید .

نتیجه ی آزمون آن شد که شما باز هم هیچ چیز نمیدانستید .

پ . ن : ابله همه چی رو یاد گرفتی جز این که : فقط احمق ها خر کیف میشوند .

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


مارو باش رو چه درختی اسم مون و جا می ذاریم ، مارو باش !

قسمتی جز اون دو چشم نا مسلمون که نداریم ، مارو باش !

تشنه موندیم ولی مشت آب نا اهل و نخواستیم سر ظهر

گفتی از جنس نظر کرده ی ابریم و می باریم ، مارو باش !

چشم خشکیده داره به ناو دون کوچه حسادت میکنه

ما به این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم ، مارو باش !

پاکی تو رونق یه در یا ماهی رو شکسته توی تور

دریا گفته که ما صیادیم و غافل که شکاریم ، مارو باش !

به هوای تو چراغ حرمت رفیق و کشتیم نارفیق

چون برای حجله مون میخواستی مهتاب و بیاری ، مارو باش !

به هواداری تو ، شیشه ی می خونه رو با سنگ شکستیم

سنگ و شیشه اگه دشمن ، من و تو که موندگاریم ، مارو باش !

غزل کوچه ی ما قلندرای پیر و عاشق که اینه

فکر تازه عاشق پیاده باش که ما سواریم ، مارو باش !

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

شب های عاشقانه را چه بهایی از این سنگین تر  خواهیم داد ؟

و  ریشه ها مان را چگونه در خاک کنیم ؟ 

که تا امروز این گونه بی ریشه زیسته ایم .

در نور چگونه به دنبال تو باشیم ؟

که خود تا دیروز چراغ را کشته ایم .

خانه را چگونه جای تو کنیم؟

که تا دیروز خود شب گرد بوده ایم .

پ . ن : شاید که آینده از آن ما .

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


خاطره

کلانتر جان

هوار خاطره بر سر

نگار آهنین در دل

چای عسلی

چرت های سهمگین

خود سوزی

درخت سوزی

اوباشان از درخت سوزان برگشته اند

هنگامی که شاعران خود سوزی را بر خط آبی در یا نوشته اند

بیگانگی با من

ترسو و خجالتی

دوستی بر گور

من این سو

من آن سو

من هر سو

حکایت این لحظه ها ، حکایت هراس است

هراسناک چون خورشید

هراسان چون شبنم

حکایت این لحظه ها انشایی ست تابستانی

تابستانی گرم ، پشه بند ، مینا ،

و موهای از کنار تخت اویزان مینا

حکایت این لحظه ها حکایت شهر است و شهیار 

حکایت ما

حکایت خواب الودگی ماه

حکایت مرگ اتبوس های دو طبقه

حکایت من ، حیاط خانه ی نیم طبقه

میدانی ؟

سرمای این روز گرم حکایت است

حکایت من است در پی ما

مفرد ، جمع ، منها

حکایت فاحشگی خدا

حکایت انسان است و لحظه

حکایت خرمن است و ذره

حکایت ارزوست ، ارزوی من

یعنی خورشید بر کف حیاط من

حکایت احساس است روی خط تلفن

حکایت شعر است شهر ژاکلین مون

حکایت خورشید است ، بی دریا

حکایت همه است ، همه ترین همه ی دنیا .

پ . ن ۱: بدبین نباشید ...خوش بین نیز... فقط ببینید  .

پ . ن  ۲ :   این خانوم مینا هم ربطی به بنده ندارد .... خودش امد توش نوشته ی من ...... گیر ندهید به این یک کلمه خلاصه ....
+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


گران شدن کرایه تاکسی ها هیچ ربطی به خدا ندارد .

خدا را شکر اتبوس ارزان است !!!

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


پرسیده بودی : چه خبر ؟

خبری نیست .

ما هنوز املت رادوست داریم . در شهر هنوز موتور سواری زنها قدغن است . زنها هنوز نمیتوانند از نزدیک فوتبال ببینند . ما هنوز روز ها سخت کار میکنیم و شب ها سخت فکر میکنیم . امدنت به نیامدنت در ، ما هنوز تنهاییم . ما هنوز بی پولیم و دانشگاه نمیرویم . خانه ی مان را عوض کرده ایم ، محله ی جدیدمان بهتر است ، اما هنوز دختر همسایه بقلی خانه قبلی را دوست داریم ، او و لی ما را کوچولو خطاب میکند هنوز . پولهایمان را جمع کرده ایم برای تولدش اما فقط جوراب خریدیم . بقیه ی پول ها را با بچه ها رفتیم آتاری بازی کردیم . ممد اقا قیمت آتاری بازی را گران کرده است . اتبوس ها پولی شده اند . خواهرم هنوز با پسر احمد بقال رفیق است . بچه ها میگویند خواهرمان ۲۰۰ تومن میگیرد میرود خانه ی بچه محل ها با هاشان توپ بازی میکند .

پرسیده بودی : چه خبر ؟

خبری نیست .

مردم هنوز از گران شدن گوشت به این نتیجه میرسند که خدا را شکر سویا ارزان است . خیار شور ها دیگر خیلی شور نیستند . ما امروز فهمیدیم که توت فرنگی انقدر ها هم که پدرمان میگفت بد مزه نیست . ما هنوز شب ها در پشه بند نمیخوابیم . قرمه سبزی را هنوز از پدرمان بیشتر دوست داریم .مردم هنوز لای در اتبوس گیر میکنند . مادرمان هنوز فکر میکند ما فرق بد و خوب را نمیفهمیم . اما پدرمان که چند باری مچ مارا با دختر همسایه بقلی گرفته است میداند که ما دیگر بچه نیستیم . پدرم هم حالش خوب است . او هنوز شب ها قایمکی فیلم سکسی های ماهواره را نگاه میکند . ولی ما هنوز رمزش را پیدا نکرده ایم .

این جا چند وقتیست که باران نباریده است و ما هی منتظرش هستیم . غیر از تو دیگر منتظر هیچ کس نیستیم . ما هوس هلو کرده ایم و پدر مدام از خریدنش تفره میرود ، گویا این روز ها بی پول شده است .پدر بزرگمان ما را نیمه عمر کرده انقدر که رفته دم مرگ و برگشته مدام یک پایمان بیمارستان است یک پایمان سر کار . حقوقمان را دو ماه است بابا بالا میکشد که قرض هایش را بدهد . استقلال هم که بعد از ۶۰ سال یک بازی را برده است خیلی کیفور شده ایم . هنوز ارزوی خریدن یک ایبنز را در دل دارم، بعید میبینم حالا حالا ها دستمان به ساز برسد . سه تار حسین تهرانی را داریم میخریم ولی . برای دست گرمی بد نیست .

در شهرمان هنوز مرد ها دنبال پرو پاچه ی زنان موس موس میکنند ، مردم هنوز بنده ی آلتشانند. بی پول ها اگر فاحشه گی نکنند از گشنگی سیر میشوند و اگر بکنند جرم است . این جا در کل همه چیز جرم است . پول دارها هوایشان هم مطبوع تر است . پاییزمان که به تابستان میماند ، زمستان رانمیدانم .

از این ها که بگزریم باید بگویم کمی دلم برایت تنگ است ، الان که مینویسم کمی پایم میلرزد و انگار در دلم رخت میشورند . به تو که فکر میکنم نمیدانم چرا پدر داد میزند که هواست کجاست . از همه چیز که بگزریم به دوست داشتنت میرسیم .

از ما میشنوی به این شهر بر نگرد . اینجا همه دیوانه شده اند . انقدر دیوانه   که از خدا هم میترسند .

از ما میشنوی اگر رفته ای دیگر بر نگرد .

                                                                                                    دوست دار شما همه   

                                                                 اگر امضا نمیکنیم ببخشید . هنوز امضا نداریم .   

پ . ن : اهنگ گزاشتم رو بلاگم . اگه خرابه بهم بگید . در کل نظرتونو بگید ... ممنون .   

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


* خود ارضاعیه فکری ، نوعی لذت طلبی بیمارگونه است .

*ارتباط مرموز اتفاقات با هم همیشه فکر مرا مشغول کرده است .

*کودک درونم را انقدر آب پایش ریختم که بزرگ شد ، انقدر بزرگ شد که مرد .

* کشور ما در کس خل بازی نیز دیریست که به خود کفایی رسیده است .

* ایجاد مقدسات بهترین روش پیشنهادی برای حکومت کردن است .

* تمیز دادن لذت طلبی و نیاز ، انقدر ها هم سخت نیست .

* اوضاع هیچ گاه رو به بهبود نخواهد رفت ، پدران همیشه از گذشته ی خود میگویند که بهتر بوده است

   پدر بزرگان از زمان خود میگویند که همه چیز بهتر بوده است .

   ما نیز بی شک روزی از زمان خود خواهیم گفت .

   گذشته بهترین راهنمای آینده است .

* جزعیات رو به بهبود ، کلیات رو به زوال  (همیشه هست و همیشه حالم ازش به هم میخوره )

پ . ن : سیبیلام داره در میاد . موهام ولی صافه همچنان .

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


کاملآ فرد گرایانه تکذیب مینمایم .

کاملآ بیمار گونه .

خواب الودگی ام را بی بهانه ببخش .

خیسیه سگوار تنم را خشک نکن ، سرما را بی بهانه دوست میدارم .

 بد اخلاقیه هندونه ایم را به حساب هیچ چیز نگذار .

هیچ گاه دوست نداشته ام و هیچ گاه دوست داشته نشده ام ،

ناشی بودنم را به سیاه بودنم ببخش . (گیر نده)

پ . ن : موها مو صاف کردم . یه کلاه جدیدم خریدم . دیگه فرفری نیستم . کی خوشش میاد ؟ 

پ . ن : به جای علامت غیرت ازاین استفاده میکردیم =>

        به جای نارضایتی از خود بیماری هایم از چی استفاده کنم ؟  

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


آنها حرف من را نمی فهمیدند .

این جور حرف ها با تفکرات بزن در رو ی شان جور در نمی امد .

این جوری نه میشد زد ، نه میشد در رفت .

اصلآ دلیلی هم نداشت وقتی نمیشد زد، در رفت .

آنها هیچ گاه حرف مرا نمی فهمیدند . 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


گریه هایت را بهانه باید ، نه غمی .

خورشید از پشت چشمان تو طلوع میکند ، گریان چه هستی ؟

تو را نگاه میکنم که خفته ای کنار من

 پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من

نگاه من به ماه ، صدای من که : آه  .

احساس نا خریده را دیریست خریده اند

و پیروزیشان را جشن گرفته اند .

دست های ما به سوی ماه

حنجره هامان به ، آه .

عشق هیچ گاه سقوط را طنابی نخواهد شد .

قوطی های ابجو را هر چقدر له کنی باز هم جیمز نمیشوی .

پ . ن : این دو تا پست اخر تقدیم به عشق همیشگی من . ، . قرمه سبزی (قرمه سبزی) .

 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


خورشید را بر سر دار نظاره میکنم و به روشنی فردا می اندیشم .

بی خبر از ترسو بودن ستاره ها هر بار که اشتباه میکنم از سر میشمارمشان .

خورشیدی را که به سیخ کشیده بودی بر سر کدام اتش ، اتش زدی ؟

دختر فاحشه ی شهر را چه گفته ای که چنین عارفانه سخن از خدا میگوید ؟

جواب فریاد را با سکوت نمیدهند ، عاشق !!!!!

این نور از سویی دیگر است . خورشید ، نمادین بر اسمان است .

کیمیا گران دیریست مس را رز کرده اند و سنگ را لعل .

صفت های خوب همواره بر جسمند و باقی بر روح .

ریشه همیشه بی بها ترین جای گیاه بوده است .

این ها همه از ریشه است و تا همیشه است .

پ . ن : بد جوری دلگیرم .

 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


ـــ خوبی ؟

ــــ هان ؟

ــــ میگم خوبی ؟

ــــ هان ؟

ــــ هان ؟

ــــ هان ؟

پ . ن : سیبیل هایم را زده ام .... باز مبهم شده ام .

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


همیشه میگم باید زود تر شروع کرد .

اما

اینو دقیقآ بعد به گا رفتنش میگم . 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


امروز توی محل کارم یه چیز جالبی دیدم براتون تعریف میکنم .

یه پیر مرد ۶۱ ساله از طرف باربری به ما مراجعه کرد .

عجرتش رو پیش پیش گرفت که دقیقآ ۲۵۰۰ تومن بود .

ازش پرسیدم : چرا کم میگیری .

گفت : کم میگیرم که زیاد کار بهم بخوره .

چرخشو برداشت رفت یه یخچال magic drink  (بزرگترین یخچال side by side موجود تو این ملک) رو با هزار عذاب گذاشت روش و راه افتاد .

باید تغریبآ ۳۰٪  وزن اون یخچال رو روی شونه هاش تحمل میکرد .

وقتی راه میرفت کمرش به لرزه می افتاد .

مسیری که باید میرفت تغریبآ ۳۵  دقیقه طول میکشید .

همین موقع یه دفتر اون طرف تر یه جوون ۲۸ ساله بعد از خوردن ته چین مرغش داشت با منشیش از خدا شناسی به خود شناسی میرسید .

قیمت غذای اون دو برابر مزد اون یارو بار بره اس .

این شکاف کجای دین شماست ؟

این شکاف کجای تفکرات عادلانه ی خدای شماست ؟

برای خوشبختی تون در اینده چه بهایی میدین و ایا این بها رو میدین ؟

هیچی دیگه نمیگم .... اگه بخوام ادامه بدم جز فحش هیچی نیست.

پ . ن : دوستایی که شکایت کرده بودن . باید بگم که من ساعت ۲۲:۳۰ تا ۲۴ تو نت هستم . ساعت های دیگه نیستم . خوب باشید . 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


این وبلاگ بهترین دوست منه ... بخونید ببینید قدرت فکر یعنی چی ... طولانیه ولی من ازتون خواهش میکنم بخونیدش حتمآ ... به زودی میفهمید که تا الان یک انسان کثیف بوده اید ...

این دوست من یادتون میده که چطوری یک انسان والا باشید .

اونایی که از مطالب پندد اموز خوششون میاد بخونن .

من که چند روزه سعی کردم زندگیم رو تغییر بدم .

برید بخونید .

والسلام علی من اتبع الهدی 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


همه چیز دقیقآ شکل همون حس خود خاهانه ی خوب بودن .

فقط کافیه مقصود مون رو از کارامون به سیخ بکشیم .

فقط کافیه بشاشی تو هر چی تقدس که داری .

فقط کافیه بصح ساعت ۸ ار خواب بیدار شی و تو رخت خواب یه سیگار دود کنی .

حس خود خواهانه یعنی میل به تلو تلو خودن مستی ، لب ساحل بابلسر .

یعنی کار کردن به در حال ، به بهانه ی زندگی کردن در اینده .

یعنی میل به داشتن بزرگترین لذت موجود ، یعنی دوست داشتن و دوست داشته شدن .

یعنی اگه داری به گا میری ، به این فکر کنی که یه چیزی که از همه بزرگتره ولی دیده نمیشه دوست داره .

یعنی وقتی هیچ کس دوست نداره ، خدا به وجود میاد ، یعنی خدا نیز ساخته دست احساسی بشر .

مهم ترین نمونه اش توی اون ضرب المثل امریکاییه که میگه :

اگه یه مرد قوی هیکل میخواست به زور بهت تجاوز کنه ، اروم بخواب رو تخت و سعی کن لذت ببری .

هان ؟ همین دیگه ... تموم .

پ . ن ۱ : مهم نیست که ارزششو داشته باشه ... مهم اینه که تو ارزشش رو بدی .

پ . ن ۲ : مهم نیست که حقیقت داشته باشه .... مهم اینه که بشه به عنوان حقیقت قالبش کرد .

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


من اگر همین الان دلم بخواهد باید چکار کنم ؟

من اگر همین الان ....... من اگر ......

من اگر دلم همین الان بخواهد باید چکار کنم ؟

کثافتا ..... باید چیکار کنم ؟

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |