هیچ نگاهی تا به حال اینچنین مرا نکرده بود
چه مالیده ای
لا مصب !!!
به چشمت چه مالیده ای لامصب ؟
پایین پیراهنش را بالا نگه داشته بود
انگار یک چیزی در گودی آن نگه داشته بود .
رها کرد
ریخت
به گا رفت
مرد .
به نوازش سنگی شکسته می شود
کفتر چاهی ها بالهایشان را تمیز میکنند
و من سیگارم را روشن
نوک عقربه چه روزی و چه سالی به سوی تو خواهد رسید ؟
فلش نوک عقربه کجای این روز های سخت تو را به من نشان خواهد داد ؟
بر روی عین عقربه ... بر روی چرخش عین عقربه ... بر روی چرخش این همه بازی تلخ روزگار .
نشسته ام ... با دو تیر در پشتم ..همچنان ایستاده ام
و دوباره شلیک کن به من و من همچنان خواهم ایستاد
و تو که در بودنت همچنان ماندگاری
مثل کنسرو ، مثل کمپوت .
و من همیشه این جمله را مدام میگویم : در جای خشک نگه داری شود .
اشک هایت اما ....
و به بندگانش ناسزا میگفت
خدا
مرا صدا کن و ببین چگونه شعله میکشم
نگاه کن و ببین که من سایه ی با تو بودنم
تاب بیاور و بمان،خسته نشو از من من
برهنه زیر تیغ تو
چه دلبرانه میکشی
باشد تا رستگار شویم ...
عین آدم که غذا نمیخوریم .... عین آدم که نمیخوابیم ... عین آدم که سکس نمیکنیم .... عین آدم عاشق نمیشیم ...
چسبیدیم به پول و فرم بدن زنای مردم و یه دنیا پر از خاطره ی بد .
یه عالمه آدم که از صبح تا غروب هی از این ور این شهر میرن اونور شهر که یا مخ زنو بچه ی مردمو بزنن یا جیب مردمو خالی کنن یا هر کوفت دیگه ای ..
همشون علایقشونو یادشون رفته ... بابا با چه زبونی باید گفت که داشتن خیلی چیزا بهونه اس برای داشتن خیلی چیزای دیگه
تو این دنیای کوفتی یه عالمه قانون کوفتی تر هست که باعث میشه فقط آدما هار بشن برای قانون شکنی ...
این همه سیاست که ما در طول زندگیمون مدام از وسطشون رد میشیم و هممون توشون زندگی میکنیم ، این که زندگیمون از قبل برنامه ریزی شده اس .. این که ما کارایی رو میکنیم که توی سیاست هر حرومزاده ای از قبل برامون تعریف شده ..
یه چیزی تو مایه های مافیای زندگی ...
همه ی اینا رو گفتم ولی هیچ کاریش نمیشه کرد ...
اینا رو ول کنیم برم یه اهنگ توپ بزنم به رگ :
اگه تو بیای پیشم حالا
میارم یه گلوبند طلا
میندازم به گردن تو بلا
قربونت میشم من
برات میمیرم من
اگه در دل و وا کنی شما
ورودیشو امضا کنی شما ...
....
....
ادامه هم ندارد ..
چه خوب
همه در فکر یک همشب ، چه خوب
چه خوب
همه در فکر یک بوسه ، چه خوب
چه خوب
همه بی سر
همه بی لب ، چه بد
چه بد
النگوها همه بی تو ، چه بد
چه بد
ترانه ها همه بی من ، چه بد
چه بد
عاشق شاید به بازی رفته باشد
اما بی شک
معشوق نه !!!
