تبليغاتX
all of all

هرگز امید ندارم مهربانی را

 از زیر نقابی که در هوای خفه ان

 فقط نفرت را می یابم

 و تهی بودن از محبت را


ما با هم فرق داریم

زیاد

من هر روز با یک گاف جدید شروع میکنم

تو هر روز بایک داف جدید ...

+ نوشته شده در ساعت توسط همینه |


ته مانده ی دریا را سر کشید

مست مست

به من نگاهی کرد و

گفت میخواهی خورشید را هم قورت بدهم ؟

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


بی شک فریاد بوسه ای که تو خوهی داد

در وسط خیابان انقلاب

گوش تمام خبر چین هارا کر خواهد کرد

از طنین صدایت بی شک قفل تمام قفس ها خواهد شکست

مدال افتخار خواهند گرفت

لبهای گوشتی ات

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


و کشتی میگیرم با این همه توانستن ها و نتوانستن ها

و میترسم که اخر    کـ و نـ م    بزارند

از تنوانستن میترسم

تا همیشه

.

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


بی رمق ، با لباس سیاه ، مو های فر پف کرده ، لب های کبود ، از ایستگاه اتوبوس نگاه میکنم :

و  کفشهای جدید ورنی شان برق میزنند زیر نور بی حال خورشید

و موهای چسب خورده ی اتو کشیده شان برق میزند زیر نور چراغ پارک های شلوغ

و انگشتر های بی نگین براقی بر انگشت سبابه دارند که برق میزند زیر مهتابی ۴۰ وات

گوشیه سونی اریکسون قلمبه ی براقشان که چشم را میزند از بس که برق میزنند هی

کمربند های نگین دار سگک دار بزرگ که از قضا آن هم برق میزند زیر نور ماه نیمه

مغازه های رنگارنگشان با دکور های تیره ی براق

و هزار هزار

مردم این شهر را میگویم

خودشان اما     کدر

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


 روزگار غریبی است نازنین

 احساس مرده است

 دیگر قلبی برای رنج دیگری نمی طپد

 احساس مرده است

 بهای محبت هیچ است

 دیگر پرندگان در پشت پنجره ها لانه نمی کنند

 ومحبت را بهایی نیست

                   بهایی نیست

                           

+ نوشته شده در ساعت توسط همینه |


*  لطافت دستانت به اندازهی تمام دریاست ... به اندازه ی تمام لطافت عشق پاکمان ..

ـــ با کرم خاویار جلق میزنم !!!

پ . ن : م م ن و ن

+ نوشته شده در ساعت توسط همه |


تکرار می شود واژه های پر ملال زندگی

و در حجم نا شناخته وجودم بیدار می شود

وسوسه زیستن!!!!!!!!

+ نوشته شده در ساعت توسط همینه |